محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

200

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ايجاد تشابه ميان آنان و كسانى است كه در صفين با او جنگيدند . همچنين با زياده‌گويى خود به تمجيد و تقدير از شخصيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مىپردازد كه به رغم سختىها و دشوارىهاى رسالتش ، نيكوترين ثمره‌ها را به بار نشاند . . . ترديدى در اين نيست كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از شخصيتى استثنايى برخوردار بود كه به گواهى انديشمندان بيگانه ، با آن چه بدان عادت كرده‌ايم يا برايمان آشنا است ، قابل مقايسه نيست . « 1 » شگفت آن كه هيچ شهر و سرزمينى نيست كه در آن پيامبر يا امامى دفن شده باشد و ساكنان آن ، افرادى فاجر و شرور باشند و از دين خدا مگر نامش را نشناسند . زاير غريب نيز ، طعمه‌اى براى دامهاى گسترده آنها است . آيا خداوند ميخواهد كه اين‌گونه قلب زايران دوستانش را با شيطانهايى از نوع بشر بيازمايد ؟ ! و امام عليه السّلام چه درست فرموده است كه : « دانستن كار ما و شناختن ما - چنان كه بايد و شايد - كارى است سخت ، و تحمّل آن دشوار ؛ كسى آن را بر نتابد جز مرد ديندار كه خدا او را آزموده و ايمانش در دل بوده است و حديث ما را فرا نگيرد جز سينه‌هاى امانتدار و خردهاى بردبار . » « 2 » اهل بيت عليهم السّلام ( 6 ) « هم موضع سرّه و لجا أمره و عيبة علمه و موئل حكمه و كهوف كتبه و جبال دينه ، بهم أقام انحناء ظهره و أذهب ارتعاد فرائصه . ( 6 ) »

--> ( 1 ) . به شرح خطبه اول ، بند حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله مراجعه شود . ( 2 ) . « إنّ أمرنا صعب مستصعب لا يحمله إلّا عبد مؤمن امتحن اللّه قلبه للإيمان و لا يعي حديثنا إلّا صدور أمينة و أحلام رزينة » نهج‌البلاغه : نامه 189 .